خرید بک لینک
خب من هم رای اولی شدم،منِ متنفر از سیاست،اما الان دیگه وقت تنفر نیست،اگر نسلای قبل هم به خاطر تنفراشون خیلی کارا رو انجام نمیدادن شاید من اینجا نبودم.اما الان مشکلی بزرگتر از این نفرت بود،این که به کی رای بدم؟به کی رای بدم تا از انتخابم مطمئن باشم؟تا بتونم با افتخار نظرم بیان ودفاع کنم...میدونی برای نسل منی که خیلی چیزا رو ندیدیم تصمیم گیری سخته،ما نه انقلاب دیدیم،نه جنگ دیدیم،نه جهاد نه دوره پسا جنگ...نمیدونم مرد توسی امروز اون سال ها چه رنگی بوده؟ما نمیتونیم صرف حرف بقیه اعتماد کنیم...ما به احساسات خودمون بیشتر از حرف بقیه ایمان داریم...

بچه تر که بودم فکر میکردم مردمی که پشت کردن به امیر کبیر،مردمی که فکر کردن خائنه احمق بودن،به نظرم خیلی معلومه که امیر کبیر خوب بوده،مصدق وشریعتی هم....

بزرگترین چالش اون روزای زندگیم این بود که منِ امروز فرداها قضاوت میشم،تاریخ به قضاوت من مینشینه،من باید انتخابی داشته باشم تا بعد از تلخی دوره قاجار و پهلوی وبذل وبخشش کشور و جنگ و روی کار اومدن آدمای نابلد تاریخ به انتخاب من افتخار کنه،کام تاریخ شیرین بشه.

فقط یک نکته:همیشه دنبال تغییر توی سفره هامون نباشیم،مهم هست اما ویژه نیست،امیرکبیر شایددست آدمای بد رو از بیت المال قطع کرد اما نونی به سفره مردم نبرد چون امیرکبیر یه چیزی فرای سفره مردم میدید،شاید امنیت امروزمون هم چنان هم مدیون همون کارای امیرکبیره،امیرکبیر دارالفنون رو تاسیس کرد،یعنی یه چیزی بیشتر از امروزمون،امیرکبیر فردای مارو،آینده روساخت...شاید برجام یه روزی به اندازه دارالفنون درخشنده بشه...

برچسب: نویسنده: پرهام توکلی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 8:05

صفحه بندی